عدالت اجتماعی مهدوی
سوالات :
1. عدالت اجتماعی در فرهنگ سیاسی غرب، چه نسبتی با عدالت مهدوی در عصر ظهور دارد؟
2. زمینه ها یا مقوّمات عدالت اجتماعی در اسلام به ویژه در عصر ظهور با پایه ها و زمینه های عدالت در فرهنگ غرب چه تفاوت هایی دارد؟
3. شاخصه های عدالت اجتماعی مهدوی کدام است؟
4. دست آورد جهانی سازی با توجه به شاخصه های فوق چیست؟
5. با توجه به بحرانی که در نتیجة جهانی سازی و سیاست های غلط مربوط به آن پدید آمده، برای برون رفتن از این بحران و رسیدن به وضعیت مطلوب چه باید کرد؟
6. با توجه به شاخصه های بالا، سیاست های مربوط به عدالت اجتماعی در جمهوری اسلامی ایران را چگونه ارزیابی می کنید؟
7. راهکارها و موانع رسیدن از وضعیت موجود به وضعیت مطلوب (عدالت اجتماعی مهدوی) کدامند؟
پاسخ سوال1)
اگر بنا را بر فرهنگ معاصر غرب بگذاریم، هیچ گونه نسبتی وجود ندارد. غرب به دلیل ورود به دوران تکنوپولی یا سلطه سرمایه بر فرهنگ و پذیرش تمامی خواسته های فرهنگ سرمایه، عملاً در راهی قرار گرفته است که بنیانیترین اصول یک جامعه انسانی را در خود دفن میکند. عدالت اجتماعی، تنها رکن قوام و دوام موفق یک جامعه است، ولی فرهنگ امروز غرب مستند بر مبانی و قوانین سرمایه داری مدرن (که اصولی چون رقابت و مصرف را تنها محورهای رشد و موفقیت خود میدانند) نمی تواند حتی با فرمهای عدالت انسانی سازگار باشد، چه رسد به عدالت مهدوی.
در طی دوره های گوناگون حیات بشری، نمونه های کم و بیش موفقی از تلاش انسان در ایجاد عدالت اجتماعی وجود دارد، به غیر از دوره بسیار درخشان حکومت پیامبر(ص) در مدینه و پنج سال حاکمیت امیرالمؤمنین علی (ع) در کوفه نمونه هایی (حداقل در مبانی تئوریک) در تمدنهای دیگر در رسیدن به ایجاد یک جامعه مطلوب یا اصطلاحاً مدینه فاضله، وجود دارد. در جهان بینی شرقی، تعالیم کنفسیوس (با تمامی نقاط ضعف و قوتش) و در جهان غربی، تلاش فلاسفهای چون افلاطون و کلیسای قرون وسطی و حتی برخی فلاسفه سیاسی دوره مدرن، جزئی از این نمونه ها به شمار می روند. از سوی دیگر، در مبانی تئوریک بیشتر جهان بینیها، دست کم مبانی عدالت اجتماعی به عنوان یک آرمان مورد توجه نظریه پردازان بوده است.
با کمال تأسف علم زدگی حاکم بر دویست سال اخیر زندگی انسان و گسترش و شیوع جهانی آن، عدالت اجتماعی را یکی از گوهریترین حلقه های گم گشته جوامع انسانی قرار داده است.
باید گفت مبانی فلسفی و معرفت شناختی عدالت و آزادی در غرب با آنچه در عمل با آن روبه رو هستیم متفاوت است. غرب در بنیانها نظری خود به مبانی فطری این معانی نزدیک شده است. (نمونه آن اعلامیه حقوق بشر است) ولی در عمل (به دلیل حاکمیت معیارهای اقتصادی) با این معانی فاصله بسیار دارد.
پاسخ سوال 2)
در غرب یکی از بنیانها و پایه های عدالت، اومانیزم است. همه چیز در پناه انسان و برای انسان تعریف میشود. انسانی که افق تعریفش محدود به جنبه های مادی زندگی اوست. در حالی که در اسلام افق تعریف انسان بسیار وسیع است. این عدالت محوری براساس آیات و روایات اسلامی مبتنی بر سه مؤلفه زیر است.
اول: عدالت در پناه وحدانیت و توحید تعریف میشود؛ یعنی بر خلاف دیگر مکاتب بشری و به دلیل حاکمیت مطلق اصل توحید بر جهان بینی اسلامی، عدالت مقصود و غایت الهی دارد.
در جامعه انسانی عدالت برقرار میشود تا فرد بستری برای ظهور یک جامعه وحدانی و یکتاپرست باشد. جامعهای که میکوشد انسان را نه به وجه سفلای او در قالب و ماده که به وجه معنای او در (فاذا سوّیته و نفخت فیه من روحی(18 تعریف کند و مقصد و غایت زندگی را برای او تصویر نماید.
دوم: بنیاد عدالت بر معرفت و گسترش مبانی معرفتی در جامعه مهدوی استوار است. بنابراین، ضامن اجرای عدالت، قوای حاکم بر اجتماع نیست. بلکه خرده عقلانیت و معرفتی است که بنا به شناخت ماهیت عدالت و ضرورت آن در جامعه بشری، خود پاسدار و ضامن جریان آن میشود.
معرفت در جامعه مهدوی نه تنها ضامن جریان عدالت، که عامل تحقق و تداوم آن نیز هست. جامعه مهدوی جامعهای است که قوام و دوام خود را در پرتو ارادهای جمعی مبتنی بر نوعی شناخت شهودی بدست میآورد. این شناخت شهودی که توسط جامعه ادراک شده است. عدالت را به عنوان اصلی ترین زمینه ظهور و بروز استعدادها و خلاقیتهای انسانی و شکوفا شدن جنبه های مختلف خلیفه الهی او ضروری میسازد.
سوم: اصل عزت و کرامت انسان در جامعه مهدوی است. انسان بنا به ادراک و معرفت به جایگاه رفیع انسانی خود، اسیر و برده هیچ گونه ابزار و هیچ گونه غایتهای کاذب مادی نخواهد بود. آن چه امروز شاهد آنیم ذبح شخصیت و هویت انسانی در پای سامری نَسبی به نام تکنوپولی است که به تعبیر ظریفی، انسان در خدمت آن قرار دارد تا تکنوپولی در خدمت انسان.
از این هر سه که به نظر این جانب محوری ترین شاخصه های عدالت اجتماعی مهدوی است، نه تنها غرب بلکه حتی دیگر جوامع بشری امروز نیز با آن فاصله بسیار دارند.
پاسخ سوال 4)
جهانی سازی (چیزی که امروز شاهد آنیم) هم چنان که در پاسخ پرسش اول ذکر کردم هیچ نسبتی با شاخصه های یاد شده ندارد. مهم ترین شاهد عدالت اجتماعی مهدوی، برپایی قسط و عدل براساس معانی توحیدی است. جهانی سازی نه تنها مسیر و طریقی در این مقصد نیست، بلکه دقیقاً روندی عکس آن را پیش گرفته است. اقتصاد به عنوان مهمترین شاخصه جهانی شدن، یکی از اصلی ترین شاخصه های فضیلت که همان پاسداشت اخلاق و معیارهای اخلاقی است را به عنوان عاملی که در مواردی مخل ارتباطات اقتصادی است نادیده میگیرد و امروزه این بحث که نمیبایست مبانی اخلاقی را در امور اقتصادی به کار گرفت یا جدی انگاشت، یکی از مباحث روز اقتصاد است. عنصر دیگر جهانی سازی، اطلاعات و رسانه ها هستند و کیست که نداند محققان و متفکران ژرف اندیش اطلاعات را به عنوان عاملی در جهت افزایش دامنه جهل انسان ارزیابی میکنند و نه عاملی در راستای افزایش معرفت و شناخت انسانی، تزئین، گزینش، بخش انحصاری، خبرسازی، جعل و تصویر کردن کلمات آن هم با مقاصدی خاص عقل آدمی را در باصره او قرار داده است و به تعبیر ((مک لوهان)) جهانی آفریده است که تلویزیون امتداد دیدن ما و نه اندیشیدن ماست. در عرصه سیاست نیز نظم نوین جهانی برخورد تمدنها، پایان تاریخ (با آن ادعای سست بنیادش در پیروزی بلامنازع لیبرال دمکراسی) همه تئوریهایی در جهت عدالت سیاسی جهانی نیست؛ بلکه سلطه تمدن، فرهنگ و منشی خاص بر جهان است، آن هم مبتنی بر زر و زور و تزویر. پس جهانی سازی جاری، دستاوردهای اصیل عدالت ارزشی و انسانی را نادیده میگیرد و با نام جهانی شدن و حذف مرزها، مرزها و حصرهای جدیدی متولد میکند. مرزهای و حصرهایی که اینک انسانها را محصور و محدود میکند و نه جغرافیا را. جهانی شدن معاصر، مرزی را حذف نمیکند، دامنه مرزها را به جامعه انسانی میکشاند و با طبقاتی کردن (یا تقسیم جهان به جهان اول و دوم و سوم یا به شمال و جنوب) جامعه، هویت اجتماع را که تعامل است باز میستاند و انسانها را به موجوداتی موازی هم و نه مکمل هم تبدیل میسازد. جامعه آمریکایی روشن ترین مصداق و نمونه دستاوردهای جهانی سازی است.
پاسخ سوال 5)
راه چارهای جز افزایش تعاملات، مناسبات و ارتباطات منطقهای وجود ندارد. از دید محققان مهم ترین عامل غلبه بر انحصارگری جهانی سازی ( که از سوی گروهی خاص تبلیغ و ترویج می شود) افزایش همکاریهای منطقهای است. مناطق مختلف جهان که گاه شامل چند کشور میشود به دلیل گستره فرهنگی مشترک و نیز منافع سیاسی و اقتصادی و اطلاعاتی مشترک، تجانس افزونتری برای تشکیل نخستین هسته های جهانی شدن از یک سو و مقابله با جهانی سازی تصنعی غرب از سوی دیگر هستند. به عبارت دیگر منطقی است که جهانی شدن با افزایش دامنه همکاریهای منطقه ای حاصل شود تا از سوی گروهی بر جهان دیکته و تحمیل نشود. گام دوم، سیاستهای ایجابی است. بسیاری از تمدنها و فرهنگهای معاصر، راه های برون رفتی برای این بحران ندارند؛ زیرا فاقد مبانی فکری و نظری قدرتمندی در شناسایی این بحران و ارائه الگوها و طرحهایی برای برون رفت از آن هستند. تفکر اسلامی به طور اعم و نظام سیاسی ـ عقیدتی شیعه به طور اخص که الگوهای تمام عیاری در متن فرهنگ خود برای جهان شدن (به معنای حقیقی خود) دارد، رسالتی افزونتر و سنگین تر دارد. تلاش در جهت تشکیل سمینارهایی در سطح جهانی، همراه با تبدیل مبانی نظری به استراتژیهای روز، به وسیله اندیشمندان و محققان شیعی به ویژه در حوزه های علمیه و دانشگاه ها امری بسیار ضروری به شمار میآید.
پاسخ سوال 6)
جمهوری اسلامی ایران تمامی تلاشهای خود را در رسیدن به آن شاخصه ها به کار گرفته است. قانون اساسی و سعی در رعایت معیارهای اخلاقی و اعتقادی، خود دلیلی بر آن مدعاست، ولی این که در این تلاش تا چه حد موفق بوده است سخن دیگری است. اگر نسبت به جهان تکنوپولیت امروز درنظر گرفته شود وضعیت خوبی دارد، ولی اگر نسبت به همان شاخصه های عدالت مهدوی لحاظ شود نمره قابل قبولی نخواهد گرفت؛ زیرا به نظر میرسد در مواردی به جای پیگیری یک سنت، گرفتار تقلید از بدعت شده است. بدعتهایی که نظام سلطه جهانی در ابعاد مختلف زندگی انسانی از خود به جای گذاشته است.
http://www.hawzah.net/fa/MagArt.html?MagazineArticleID=63594&MagazineNumberID=6046
عدالت اجتماعی پیامبر اعظم(ص) در قدرشناسی از افراد
الف ـ قدردانی پیامبر اعظم(ص) از کسانی که به نحوی در زندگی او نقش داشته اند بی نظیر است و گوئی رسول اللّه(ص) با سیره مبارک خویش می خواهد به پیروان خود این پیام را برساند که اگر انسان نتواند حق همنوع خود را بجا آورد، هرگز نمی تواند حق خالق خویش را ادا کند.
در مسجد آن حضرت زنی جارو می کشید و شبها همان جا می خوابید و مردم هزینه زندگی او را می دادند و اداره اش می کردند. شبی رسول اکرم (ص) او را در مسجد نیافتند، جویای حالش شدند. گفتند که او از دنیا رفته وبه خاکش سپرده اند. شاید اصحاب به شدت حساسیت پیامبر(ص)پی نبرده بودند و می پنداشتند که مرگ این زن برای ایشان چندان اهمیتی ندارد و به همین دلیل این خبر را به حضرت نرسانده بودند. رسول اکرم (ص) از شنیدن خبر مرگ آن زن متأثر شده با همراهان بر سر قبرش شتافتند، نماز میت خواندند و برایش طلب آمرزش کردند.
ب ـ «حلیمه سعدیه» که مدتی عهده دار زندگی رسول اکرم(ص) بود، وقتی به دیدار فرزند خود می آمد، رسول اعظم(ص) ردای خود را زیر پای او پهن می نمودند و گاهی می شد که حلیمه از حادثه و فشار گرسنگی سال سخت به ایشان پناه می برد و پیامبر(ص) از دیدن او بسیار خوشحال و به سخنانش گوش می داد و موقع رفتن چندان به او کمک می کردند که بی نیاز می شدند.(24)
ج ـ رسول اعظم(ص) خدمات ارزنده خدیجه را هرگز فراموش نکرده و همواره از ایشان به احترام یاد می کردند و فضائل شان را بر زبان می راندند، بطوریکه مکرر می فرمودند: «بخدا قسم پروردگار عالم بهتر از خدیجه را به من نصیب نفرمود».عایشه همسر پیامبر(ص) حکایت می کند که بسیار اتفاق می افتاد که چون گوسفندی در خانه پیامبر(ص) ذبح می شد، آنرا به قطعاتی قسمت می کرد و می فرمود: اینها را برای دوستان خدیجه بفرستید.(25)
http://www.hawzah.net/fa/MagArt.html?MagazineArticleID=42950&MagazineNumberID=4969
عدالت اجتماعی پیامبر اعظم(ص) در برخورد با کودکان
یکی از نکاتی که پدران و مادران درباره کودکان باید در نظر داشته باشند، موضوع برقرار کردن عدالت در میان کودکان است، زیرا فرزندان باید از همان آغاز طعم عدالت را بچشند و خوبی آن را لمس کنند و با آن آشنا شوند و آن را لازمه زندگانی خود و جامعه بدانند و از بی عدالتی و ظلم و تبعیض گریزان باشند چرا که در زندگانی کودکان هیچ چیزی کوچک نیست، از این جهت کوچکترین امور نیز در اجرای عدالت لازم به نظر می رسد.
پیامبر اعظم(ص) سفارش می نمایند که اگر دوست دارید فرزندانتان در هنگام نیاز در نیکی کردن و محبت کردن به شما با عدالت رفتار کنند و از خط و مدار عدل خارج نشوند شما هم در کار بخشش بین آنها با عدالت رفتار کنید: «اعدلو بین أولادکم بالنحل کما تحبون أن یعدلوا بینکم فی البر و الطف؛(20) شما که می خواهید فرزندانتان در نیکی و محبت با شما به عدالت رفتار کنند در کار بخشش با آنها با عدالت رفتار کنید.»
پیامبر اعظم(ص) حتی در بوسیدن کودکان، امت و پیروان خود را به عدالت سفارش می کردند. علی (ع) می فرماید: پیامبر اعظم(ص) مردی را دید که دو کودک داشت یکی را بوسید و دیگری را نبوسید. آن حضرت فرمود: چرا بین آنان با عدالت رفتار نمی کنی؟!(21)
انس گوید: مردی نزد پیامبر اعظم(ص) نشسته بود. پسر او آمد. پدر، او را بوسید روی زانوی خود نشاند. سپس دختر آن مرد آمد (بدون اینکه او را ببوسد) وی را کنار خود نشانید. پیامبر(ص) فرمود:چرا بین آنها با عدالت رفتار نکردی؟!(22)
پیامبر رحمت و پیامبر اعظم(ص) مؤمنان و پیروان خویش را دعوت می کرد که از خدا بترسند و میان فرزندان خود به عدالت رفتار کنند: «اتقوا اللّه و اعدلوا بین اولادکم کما تحبون ان یبرّوکم؛(23) از خدا بترسید و میان فرزندان خود به عدالت رفتار کنید همانطور که می خواهید با شما به نیکی رفتار کنند.»
http://www.hawzah.net/fa/MagArt.html?MagazineArticleID=42950&MagazineNumberID=4969
عدالت اجتماعی پیامبر اعظم(ص) در مقابل حق الناس
الف ـ پیامبر اعظم (ص) خود نیز به قانون عدالت تن می داد، روزی به مسجد رفت و در ضمن خطابه فرمود: «خدا سوگند یاد کرده است در روز جزا از ظلم هیچ ظالمی نگذرد، اگر به کسی از شما، ستمی از من رفته و از این رهگذر حقی بر ذمّه من دارد من حاضرم به قصاص و عمل متقابل تن بدهم. از میان مردم شخصی به نام «سوادة بن قیس» به پاخاست و گفت یا رسول اللّه روزی که از طائف بر می گشتی و عصا را در دست خود حرکت می دادی به شکم من خورد و مرا رنجه ساخت.
فرمود: حاشا که به عمد این کار را کرده باشم. با این حال به حکم قصاص تسلیم می شوم. فرمان داد همان عصا را بیاورند و به دست سواده داد و فرمود: هر عضو بدن تو را که خسته است به همان قسمت از بدن من بزن و حق خود را همین دنیا از من بستان. سواده گفت: نه نه، من شما را می بخشم. فرمود:خدا نیز تو را ببخشد.»(18)
آری چنین زیباست رفتار یک رئیس و زمامدار تام الاختیار دین و دولت در اجرای عدالت اجتماعی و حمایت از قانون.
ب ـ هنگامی که پیامبر اعظم (ص) «خالد بن ولید» را برای تبلیغ و شکستن بت «عزی» به سرزمین قبیله «جذیمه بن عامر»رهسپار کرد و به او دستور داد که خونی نریزد و از در جنگ وارد نشود، اما وی به دستور پیامبر عمل نکرد و عده ای از بنی جذیمه را به قتل رساند. وقتی خبر جنایت خالد به گوش پیامبر رسید. سخت ناراحت شد. فوراً به علی(ع) مأموریت داد که به میان قبیله مزبور برود و خسارت جنگ و خونبهای افراد را به طور دقیق بپردازد. علی(ع) در اجرای دستور پیامبر به قدری دقت به خرج داد که حتی قیمت ظرف چوبی که سگان قبیله در آن آب می خوردند و در برخورد خالد شکسته شده بود، پرداخت.
علی(ع) این دست پرورده پیامبر اعظم(ص) کار عدالت را به فرمان پیامبر(ص) به چنان صحنه ای زیبا و به یادماندنی تبدیل کرد تا صحنه جنایات خالد از ذهن مردمان کمی زدوده شود. علی(ع) حتی مبلغی به کسانی که از حملات خالد ترسیده بودند پرداخت و کاملاً از آنان دلجوئی کرد. پیامبراعظم(ص) روش عادلانه علی(ع) را تحسین کرد و سپس رو به قبله ایستاد و به حالت استغاثه گفت: «خدایا تو آگاهی که من از جنایت خالد بیزارم و من هرگز به او دستور جنگ نداده بودم».(19)
http://www.hawzah.net/fa/MagArt.html?MagazineArticleID=42950&MagazineNumberID=4969
عدالت اجتماعی پیامبر اعظم(ص) در برخورد با دشمنان نمونه
الف ـ پیامبر اعظم(ص) همواره رعایت اصول انسانی و مقررات الهی را حتی در جنگ و پیکار نسبت به دشمن فراموش نمی کردند. پیامبر اعظم (ص) بر خلاف مدعیان دروغین امروزی حقوق بشر که جنایات آنان در لبنان و فلسطین ننگ ابدی بر پیشانی مجامع بین المللی و دفاع از حقوق بشر حک کرده است، به لشکر اسلام همواره سفارش می فرمودند پیران و اطفال و زنان را نکشید، هرگز آب مشرکان را زهرآلود نکنید، مکر نکنید و درختان را از بیخ قطع نکنید و...این است عدالت اجتماعی پیامبراعظم (ص) در مقابل دشمنان اسلام. پیامبر اعظم (ص) وقتی لشکر اسلام را بسیج می کرد سپاه را با تمام افراد لشکر احضار نموده و به ایشان می فرمود: «بروید بنام خدای تعالی و استقامت جوئید به خدای و در راه خدا و بر ملت پیغمبر خدا جهاد کنید. مکر نکنید، از غنائم سرقت نکنید و کفار را بعد از قتل مثله نکنید و پیران و اطفال و زنان را نکشید و رهبانان را که در غارها و بیغوله ها جای دارند بقتل نرسانید، حیوانات حلال گوشت را نکشید مگر اینکه برای تغذیه به آنها نیاز داشته باشید. هرگز آب مشرکان را زهرآلود نکنید. شبیخون بر دشمن نزنید. درختان را از بیخ قطع نکنید مگر اینکه مضطر باشید و درختان میوه را برنیاورید و حرث و زرع و نخلستان را نسوزانید و می فرمود: من بیشتر دوست دارم که شما را در موقع مراجعت (از جهاد) همراه با مردمی ببینم که به اسلام گرویده اند نه با عده ای کودکان و زنانی که پدران و شوهران آنها را کشته باشید.»(15)
ب ـ پیامبر اعظم(ص) خود مظهر کامل عدالت بود در سراسر زندگانی پر برکت خویش می کوشید تا اصحابش کار به ستم نکنند و از عدالت به یکسو نشوند. هنگامی که پیامبر اعظم (ص) نزد قبیله یهودی بنی نضیر رفت تا در پرداخت دیه دو مقتول از طایفه بنی عامر که به دست «عمروبن امیه» (یکی از مسلمانان) کشته شده بود، از آنها یاری و کمک بگیرد (بر اساس پیمانی که با رسول خدا بسته بودند بنی نضیر متعهد شده بود کمک کند) آنان در نهان توطئه کردند که رسول خدا(ص) را به قتل برسانند. خداوند رسول اعظم (ص) را آگاه کرد. و پیامبر (ص) دستور آماده باش برای جنگ به مسلمانان داد و این آیه درباره یهودیان توطئه گر و پیمان شکن که مسلمانان از آنان کینه به دل داشتند نازل شد. «...و لا یجرمنّکم شنآن قوم علی الّا تعدلوا اعدلوا هو اقرب للتّقوی...؛(16) هرگز دشمنی با قومی شما را به بی عدالتی وادار نکند، به عدالت رفتار کنید که به تقوا نزدیکتر است.»
به مسلمانان تذکر داد تا مبادا به خاطر دشمنی که با یهود دارند به بی عدالتی با آنها رفتار کنند. این در حالی بود که بنی النضیر با پیامبر(ص) پیمان بسته بودند که هرگز بر ضرر رسول خدا(ص) و یاران او قدمی بر ندارند و به وسیله زبان و دست ضرری به او نرسانند... هرگاه بر خلاف متن پیمان رفتار کنند، دست پیامبر در ریختن خون و ضبط اموال و اسیر کردن زنان و فرزندان آنها باز خواهد بود.(17) با این حال پیامبر اعظم(ص) با عدالت و مهربانی و گذشت با آنها رفتار نمود و به کمتر از آن چیزی که به آنها قرار گذارده بود مجازات نمود.
http://www.hawzah.net/fa/MagArt.html?MagazineArticleID=42950&MagazineNumberID=4969
پیامبر اعظم(ص) و عدالت در قرآن
پیامبر اعظم(ص) به عنوان خاتم الانبیاء و برترین پیامبران الهی از سوی خداوند متعال مأمور شد که عدالت را در جامعه بر پا دارد. خداوند متعال در مورد این مأموریت می فرماید: «و قل ءامنت بما انزل اللّه من کتاب و امرت لا عدل بینکم؛(7) ای پیامبر بگو: به هر کتابی که خداوند نازل کرده است ایمان آورده ام، و مأمور هستم که در میان شما به عدالت رفتار کنم.»
پیامبر اعظم(ص) با هدف تکمیل و تقسیم مکارم اخلاقی، اجرای عدالت را سرلوحه رسالت خویش قرار داد و مساوات و برابری و اخوّت را محقق ساخت، اما فقط به جنبه اخلاقی و نصیحت و دعوت ایمانی بسنده نکرد، بلکه موجبات کینه ها وحسدها و انتقامجوئی ها، یعنی تبعیضات حقوقی را از بین برد و وحدت و یگانگی اجتماعی را در جامعه ای متوازن بوجود آورد.(8)
خداوند متعال به همه دین داران و مؤمنان دستور می دهد که باید عدالت را، هرچند به زیان خود و بستگانشان باشد، بر پای دارند، چنان که می فرماید: «یا ایهّا الذّین ءامنوا کونوا قوّامین بالقسط شهداء للّه و لو علی انفسکم او الوالدین و الاقربین؛(9) ای کسانی که ایمان آورده اید! بر پای دارنده عدالت باشید، و برای خدا شهادت دهید، اگرچه به زیان شما، یا پدر و مادر و نزدیکان شما باشد.»
این آیه به همه ایمان آورندگان می فرماید که علاقه ها و وابستگی ها شما را از مرز عدالت خارج نکند. خداوند متعال عدالت را از همه چیز به تقوا،(که قانون تکامل انسان است)، نزدیک تر دانسته و مردم را از این نهی می کند که بخاطر خشم ها و خشنودی های شخصی از آن دست بردارند، و چنین می فرماید: «...و لا یجرمنّکم شنآن قوم علی الّا تعدلوا اعدلوا هواقرب للتّقوی...؛(10) و هرگز دشمنی با قومی، شما را به بی عدالتی وادار نکند، به عدالت رفتار کنید که به تقوا نزدیکتر است.»
از دیدگاه قرآن، عدالت پیشگان و دادگران محبوب خدا هستند و خداوند آن ها را دوست دارد و کسی که دوست حق باشد، انوار عنایات حق بر روح و جانش جاری شده و صفات خدایی در وجودش تجلّی پیدا می کند.
خداوند در این رابطه می فرماید: «و اقسطوا انّ اللّه یحبٌّ المقسطین؛(11) عدالت پیشه کنید که خداوند عدالت پیشگان را دوست می دارد.»
قرآن در موضوع ازدواج، مؤمنین و ایمان آورندگان را به عدالت امر می کند و می فرماید: «و ان خفتم الّا تقسطوا فی الیتامی فانکحوا ما طاب لکم من النّساء مثنی و ثلاث و رباع فان خفتم الّا تعدلوا فواحدة او ما ملکت ایمانکم ذلک ادنی الّا تعدلوا»(12) پیامبر اعظم(ص) همواره با همسرانشان به عدالت رفتار می کردند و می فرمودند: «وقتی مردی دو زن داشته باشد و میان آنها به عدالت رفتار نکند روز رستاخیز یک نیمه او افتاده است».(13)پیامبر اعظم(ص) همواره در طول زندگانی پربرکتشان الگوی کامل عینی و عملی عدالت بودند. در ذیل به چند نمونه آن به طور مختصر اشاره می گردد:
عدالت اجتماعی پیامبر اعظم(ص) در عدم تبعیض در اجرای قانون
در فتح مکه، زنی از قبیله بنی مخزوم مرتکب سرقت شد و از نظر قضایی جرمش محرز گردید، خویشاوندانش که هنوز رسومات نظام طبقاتی در خلابای مغزشان بجای مانده بود، اجرای مجازات را ننگ خانواده اشرافی خود می دانستند، به تکاپو افتادند بلکه بتوانند مجازات را متوقف سازند، اسامة بن زید را که مانند پدرش نزد رسول خدا(ص) محبوبیت خاصی داشت، وادار کردند به شفاعت برخیزد، او همین که زبان به شفاعت گشود، رنگ صورت پیامبر اعظم(ص) از شدت خشم برافروخته شد و با عتاب و تشدد فرمود: «چه جای شفاعت است، مگر می توان حدود قانون خدا را بلا اجرا گذاشت؟» دستور مجازات صادر نمود. اسامه متوجه غفلت خود گردید و از لغزش خود عذر خواست و استدعای طلب مغفرت نمود. پیامبر(ص) برای اینکه فکر تبعیض در اجرای قانون را از مخیله مردم بیرون بنماید به هنگام عصر در میان جمع به سخنرانی پرداخت و ضمناً عطف به موضوع روز کرده و چنین گفت:
«اقوام و ملل پیشین دچار سقوط و انقراض شدند بدین سبب که در اجرای قانون عدالت تبعیض روا می داشتند، هرگاه یکی از طبقات بالا مرتکب جرمی می شد او را از مجازات معاف می کردند و اگر کسی از زیردستان به جرم مشابه آن مبادرت می کرد او را مجازات می نمودند، قسم به خدایی که جانم در دست اوست در اجرای عدل درباره هیچ کس فروگذاری و سستی نمی کنم، اگر چه مجرم از نزدیکترین خویشاوندان خودم باشد.»(14)
http://www.hawzah.net/fa/MagArt.html?MagazineArticleID=42950&MagazineNumberID=4969
عدالت خواهی وعدالت محوری در سیره و سنت پیامبر اعظم(ص)
مقصود از عدالت در سیره و سنت پیامبر اعظم(ص) در این نوشتار عدالت اجتماعی به تفسیری که در ذیل به آن اشاره می نمائیم می باشد.از کلمه «عدالت اجتماعی» شاید در ابتدا معنای محدودی به اذهان خطور نماید و آن این که باید در جامعه در ابعاد اقتصادی عدالت برقرار گردد و حاکم و رهبر، منابع و امکانات موجود در جامعه را با یک نسبت صحیح و منطقی در بین افراد توزیع نماید، نه این که ثروت های موجود را به فرد یا گروه خاصی اختصاص دهد.
با کمی دقت و تأمل و ژرف اندیشی می توانیم عدالت اجتماعی را یک معنای وسیعی ببخشیم که در محدوده مسائل اقتصادی اجتماع و جامعه خلاصه نشود، بلکه همه ابعاد موجود در جامعه و همه ارتباط های میان انسانها و حتی میان انسان و غیر انسان را شامل گردد، چرا که به فرموده پیامبر اعظم(ص): «بالعدل قامت السموات و الارض».(6)
عدالت اجتماعی در این معنای وسیع، شامل همه حقوق های فردی، اجتماعی و جمیع اقسام حقوقی می شود، در این دیدگاه، حقوق ادیان، مذاهب، ملیت ها، اقوام مختلف و همه حقوقی که خداوند متعال بر انسان ها و جامعه بشری دارد و نیز به طور کامل همه امور انسان، اعم از امور عبادی، سیاسی، اقتصادی و اجتماعی در نظر گرفته می شود. عدالت اجتماعی به معنای وسیع آن رعایت همه بایدها و نبایدها، در همه ابعاد انسان، اجتماع و حتی خالق انسان است. این نوشتار تلاش می کند تا با این نگاه گوشه ای از عدالت اجتماعی در سیره و سنت پیامبر اعظم(ص) را تبیین نماید.
http://www.hawzah.net/fa/MagArt.html?MagazineArticleID=42950&MagazineNumberID=4969
عدالت اجتماعی پیامبر اعظم (ص)
بقای جامعه به عدالت است در جایی که عدالت نیست، انتظار پاکی و سلامت اجتماعی، انتظاری بیهوده است. روش و منش اسلام به عدالت است و با خاموش شدن عدالت، اسلام چون جراغی خواهد بود خاموش که با آن راه نمی توان یافت و مردمان را به سامان نمی توان رساند، زیرا این عدالت است که نگهدارنده ملت است، «العدل قوام الرعیّه»(1)از این روست که پیامبر اعظم(ص) می فرماید: ساعتی عدالت از هفتاد سال عبادتی که شبهایش، نماز شب و روزهایش به روزه بگذرد، بهتر است».(2)
عدالت یک تکلیف الهی و اصل محبوب مطابق با خواست و فطرت انسان و موجب تعالی بشر در حوزه های مختلف زندگی فردی و اجتماعی است و جامعه بشری هم از ابتدا، تا حال آرزوی روزی را داشته و دارد که در آن، ظلم، تبعیض و بی عدالتی در تمام چهره و ابعادش، نابود شود و نسیم ملایم عدالت و برابری در تمام زوایای زندگی انسان های دردمند و رنجیده، نفوذ کند، دردهای کهنه و قدیمی بشر، ناشی از ظلم و ستم و بی عدالتی را با داروی شفا بخش عدالت و برابری، مرهم نهاده و التیام بخشد.
از آنجایی که پیامبر اعظم(ص) به مصداق آیه شریفه «لکم فی رسول اللّه اسوةٌ حسنةٌ» عالی ترین و والاترین الگوی کمالات انسانی و مظهر عدالت در تمامی ابعادش بوده است با بررسی سیره و سنت آن حضرت در سراسر زندگی پر برکت شان الگوئی کامل و جامع را می توان در دسترس انسانهای جویای عدالت قرار داد. پیامبر اعظم(ص) نه تنها برای مسلمانان بلکه برای تمامی بشریت یک الگوی کامل محسوب می شود. این نوشتار تلاش می کند گوشه ای از عدالت اجتماعی پیامبر اعظم(ص) را در ابعاد مختلف در اختیار علاقمندان و شیفتگان حضرتش قرار دهد. قبل از اینکه به عدالت اجتماعی پیامبر اعظم(ص) در جنبه های مختلف بپردازیم به تشریح واژه های اساسی عدل، عدالت، سیره و سنت پرداخته شده است تا با دقت بیشتری بحث عدالت اجتماعی پیامبر اعظم(ص) تبیین گردد. در این نوشتار اشاره مختصری به بحث عدالت و چگونگی تعریف آن از دیدگاه دانشمندان مسلمان و غربی شده است. نمونه های عینی و عملی عدالت اجتماعی پیامبر اعظم(ص) در سیره و سنت ایشان بسیار بوده است که ما به چند نمونه برای تبیین مسئله مورد نظر اشاره کرده ایم. امید است مورد قبول درگاه حق قرار گیرد. انشاءاللّه.
جامعه ای که بر اصول عدالت اداره می شود، جامعه ای استوار و ارزشمند است. جامعه ای که در مسیر عدالت حرکت نمی کند ارزشها در آن واژگونه شده، ضد ارزشها حاکم می شوند. جای خوبی و بدی، زشتی و زیبایی، رحمت و شقاوت، مروّت و نامردی تغییر می یابد.
آن جا که عدل رخ ننموده است، انحراف و کفران چنان مردمان را در خود می پیچید که هشدارها، فریادها و صدای فرو ریختن بنیانها را نمی شنوند.
اگر عدالت برقرار نشود، عرصه جامعه جولانگاه زور و ستم و غارت و چپاول می شود. در چنین میدانی فضیلتها و ارزشها به باد فراموشی می رود. روزگار گزنده و درنده می شود. و توانگران برآنچه دارند، دندان می فشانند و برآنچه ندارند آز می ورزند. بینوایان در زیر فشار بی عدالتی بناچار تن به هر داد و ستدی می دهند، گران می خرند و ارزان می فروشند و هستیشان به تاراج یغما می رود.
در چنین جامعه ای اشرار و بدکاران رفعت می یابند و نیکان و اخیار به ذلت کشیده می شوند، امام کاظم (ع) از پیامبر اعظم(ص)، پیامبر عدالت، نقل کرده است که فرمودند: «بد قومی هستند آنان که برای خدا به عدالت قیام نمی کنند. بد قومی هستند آنان که امر کنندگان به عدالت در میان مردم را می کشند.»
همه ارزشهای اجتماعی در گرو عدالت است. اگر در جامعه عدالت رنگ بازد، همه ارزشها رنگ می بازد. در جامعه امروزی که ظلم و بی عدالتی سران کفر و استکبار جهانی بی داد می کند و فریاد دروغین عدالت طلبی و حقوق بشر آنان عالم را پر کرده است، لازم و ضروری به نظر می رسد ابعاد گوناگون عدالت اجتماعی در زندگی سراسر نورانی و پر برکت رسول اکرم(ص) و پیامبر اعظم (ص) به عنوان یک الگوی کامل برای بشریت تبیین گردد تا مردم جهان بخصوص مسلمانان حقیقی و ناب با تأسی به سیره و سنت آن پیامبر اعظم(ص) هر چه زودتر ریشه بی عدالتی در جهان را با ظهور قائم آل محمد(ص) از بیخ و بن قطع نمایند. از طرفی دیگر توهین به ساحت مقدس پیامبر رحمت(ص) از سوی اردوگاه استکبار جهانی بر ضرورت انجام این تحقیق دو چندان می افزاید.
http://www.hawzah.net/fa/MagArt.html?MagazineArticleID=42950&MagazineNumberID=4969
← صفحه بعد
نظرات ()